دردی که تأمین ‌مالی ‌جمعی از اقتصاد چین دوا کرد

نیک استارتر.
17 آذر 1397

قسمت سوم

بازار چین به‌عنوان دومین اقتصاد دنیا توانست با بهره‌گیری از تأمین ‌مالی‌ جمعی، دو معضل جدی در اقتصاد خود را به فرصت تبدیل کند و به کمک کراودفاندینگ توانست سرمایه‌های خرد و سرگردان مردم را به کسب‌وکارهای کوچک در چین اتصال دهد.

جان وایلی در کتاب خود با نام «اقتصاد موبایلی چین» (China's Mobile Economy) که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است، به تحلیل شرایط اقتصادی چین می‌پردازد.

او در کتاب خود به دو خلاء مهم اقتصادی در کشور چین اشاره می‌کند و در مورد ظرفیت‌های اینترنت و نوآوری‌های وب 2 این‌گونه می‌گوید: «امروزه ایده‌های مختلفی از تداخل مسائل اقتصادی و ظرفیت‌های اینترنت به وجود آمده که می‌توانند بسیاری از مشکلات را حل کنند و با ابداع سازوکارهای جدید تهدیدهای قدیمی را به فرصت‌هایی بزرگ تبدیل نمایند.»

در ادامه به خلاء هایی می‌پردازیم که وایلی در کتاب خود به آن‌ها پرداخته و اینکه تأمین ‌مالی ‌جمعی چگونه توانسته این خلاء ها را پر کند.

 

سرمایه‌های سرگردان

بازار چین علیرغم اینکه به عنوان دومین اقتصاد جهانی مطرح است اما هنوز نتوانسته گزینه‌های جذابی را برای سرمایه‌های کوچک مردم خود فراهم کند، این نکته تفاوت اصلی است که بازار چین با بازارهای توسعه یافته دارد.

بازارهای توسعه‌یافته، گزینه‌های متعدد و البته جذابی برای جذب سرمایه‌های مردم و سرمایه‌گذاران دارد؛ اما در این کشور گزینه‌های سرمایه‌گذاری محدود می‌شود به شرکت‌های سهامی عام و املاک که هردو نیاز به سرمایه‌های بزرگی دارند تا بتوانند برای صاحبان خود سود قابل‌توجهی را به ارمغان آورند.

از طرف دیگر سود سپرده‌های بانکی نیز به ‌شدت کنترل می‌شوند و دیگر جذابیتی برای سرمایه‌گذاران ندارد. این دو مسئله باعث شده سرمایه‌های مردم در چرخه‌های اقتصادی مؤثر جریان نداشته باشد، سرمایه‌های خردی که تعداد آن‌ها زیاد است و با مجموع آن‌ها می‌توان پروژه‌های بزرگ را عملی کرد.

 

کسب‌وکارهای کوچک و مشکل جذب سرمایه

خلاء دیگری که در اقتصاد چین وجود دارد، مربوط به کارآفرینان و کسب‌وکارهاست؛ به گونه‌ای که باید گفت که کسب‌وکارهای کوچک، استارتاپ‌ها و اس‌ام‌ای‌ها (SME's) 

(شرکت‌های کوچک و متوسط) نمی‌توانند سرمایه موردنیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای خود را از روش‌های مناسب تأمین کنند. چرا که تنها راه تأمین سرمایه برای آن‌ها وام‌های بانکی است.

همان‌طور که در یادداشت‌های قبلی هم اشاره شد، وام‌های بانکی به دلایل مختلف روش مناسبی برای تأمین‌مالی کسب‌وکارهای نوپا نیستند؛ اولاً بانک‌ها ترجیح می‌دهند سرمایه‌های خود را در کسب‌وکارهای بزرگ قرار دهند که ریسک کمتری دارد و به سوددهی نزدیک است، دوما وام‌های بانکی با توجه به ضمانت‌ها و سود بازگشت درصد ریسک را برای یک کسب‌وکار نوپا به‌شدت افزایش خواهد داد، لذا این کسب‌وکارها ترجیح می‌دهند به سمت این منابع نروند.

 

اینترنت، نقطه اتصال فرصت‌های مردمی

وب دو با نوآوری‌هایی که دارد می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای مردم مهیا کند. وایلی در کتاب خود به این اشاره می‌کند که این دو مسئله در اقتصاد چین، نقطه شروعی بود برای استفاده از ظرفیت تأمین ‌مالی‌ جمعی. این پلتفرم‌ها از طرفی فرصت سرمایه‌گذاری خرد را برای مردم فراهم می‌کند تا بتوانند با ریسک کمتر در کسب‌وکارهای دلخواهشان سرمایه‌گذاری کنند؛ و از طرف دیگر با تجمیع این سرمایه‌های خرد مشکل تأمین‌ مالی کسب‌وکارهای نوپا را نیز حل می‌کند.

وایلی در کتاب خود این‌گونه می‌گوید: «پلتفرم‌های سرمایه‌گذاری آنلاین، بستری را محیا کرده تا مردم با به جریان انداختن سرمایه‌های خُرد خود، در این زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری را یاد بگیرند و بتوانند با پول خود سرمایه‌گذاری کنند؛ چرا که وقتی سرمایه ورودی محدود باشد، ریسک سرمایه‌گذاری هم برای افراد کاهش میابد و می‌توانند با خیالی آسوده‌تر به این عرصه ورود کنند.»

از طرف دیگر در مدل‌های جدید، این پلتفرم‌ها مشکل شرکت‌های نوپا و اس‌ام‌ای‌ها را حل می‌کند با مدل‌هایی مثل پاداش، پیش‌فروش، وام‌های مستقیم (p2p)، فروش سهام و وام‌های خرد. در این مدل‌ها خبری از تضمین‌های و سودهای خانمان برانداز بانکی نیست. در این مدل‌ها از روش‌هایی مثل تحلیل بیگ دیتا و سرمایه اجتماعی به جای تضمین استفاده می‌شود.

در یک دوره زمانی کوتاه سیستم‌های مالی_اینترنتی توانستند سیستم مالی به‌مراتب جامع‌تری ایجاد کنند که در آن، تأمین سرمایه به شکلی بسیار گسترده‌تر در اختیار مشتریان، استارتاپ‌ها، اس‌ام‌ای‌ها و هرکسی که می‌تواند آن سرمایه را در تولید هزینه کند، قرار بگیرد. بازیگران جدیدی که بسیاری از آن‌ها شرکت‌های خصوصی اینترنتی و با سرمایه کوچک بودند وارد سیستم اقتصادی چین شدند و محصولات و خدمات خلاقانه‌ای را به ارمغان آوردند.

فرآیند رشد استفاده از روش تأمین ‌مالی ‌جمعی در اقتصاد چین به شکلی بود که طبق پیش‌بینی سایت استاتیستا که سال 2017 منتشر شده است، چین می‌تواند با تأمین بیش از 7 میلیون دلار سرمایه در سال 2018 از طریق تأمین ‌مالی ‌جمعی به‌عنوان موفق‌ترین کشور در بهره‌برداری از این مدل خودنمایی کند.

با مرور مواردی که در رابطه با بازار چین مطرح شد، می‌توان گفت که کشور ما نیز از مشکلات مشابهی رنج می‌برد.

کسب‌وکارهای نوپا روش مناسبی برای تأمین مالی خود ندارند و از طرف دیگر سرمایه‌های سرگردان مردم نیز کمک خاصی به اقتصاد کشور نمی‌کند و یک روز با ورود به بازار ارز و طلا بحران می‌آفریند و روز دیگر با ورود هیجانی به بورس. مخصوصاً این روزها که شاهد کاهش سودهای بانکی هم هستیم این مسائل پررنگ‌تر شده است.

می‌توان گفت که با ورود دقیق و علمی به این روش تأمین ‌مالی می‌توان به یک رشد اقتصادی امیدوار بود، رشدی که یک ‌طرف آن موجب سود مردم می‌شود و طرف دیگر رشد کسب وکارها و اشتغال را در پی خواهد داشت.

 

نویسنده: صابر نوری محب